موبایل
جک
عکس
شعر وداستان
رنگارنگ
دانلود نرم افزار وآهنگ
بازی
دانلودکنید
فرهنگ وتمدن ایران زمین
دانستنیها

> >> >

>
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
>y>>>

JavaScript Codes ><>جک - تازه ها با(گالري رنگارنگ ) ( تم موبايل ) (دانلود )

تازه ها با(گالري رنگارنگ ) ( تم موبايل ) (دانلود )

 

هر فريب خورده را سرزنش نتوان کرد . [نهج البلاغه]

 
 

مديريت| ايميل من

| خانه

پايين

?مهدي حاجي نژاد

چهارشنبه 1/12/1386  ساعت 3:17 عصر

+ عکس ماشين 12

  گلف


 


امريکايي



نظر شما( )
?مهدي حاجي نژاد

چهارشنبه 21/9/1386  ساعت 1:42 عصر

+ جک فقط کليک کنيد جک هاي جديد 3000 جک







 















 . توصيه اول و آخر : مطالعه اين صفحه يک کمي صحنه داره و براي کودکان زير 62 سال و بانوان توصيه نميشود


 از اونجائي که همه ايراني ها با هر قوميت و قبيله اي واسه ما محترم هستند ما تا اونجائي که شــده بجاي استفاده از قوميت ها از کلمه خشايار ( مستوفي ) يا بهروز خالي بند استفاده مي کنيم  اگه هم نشده خلاص خيلي شرمنده اخلاق ورزشکاريتونيم .........     خشايار  و بهروز را که يادتون هست تو زير آسمان شهر ،، البته اگه خواستين ميتونين از آقا غلام  يا مهران مديري و هر در به در ديگه هم استفاده کنين اينــــــــــــه


ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد


آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !


---------------------------------------------------------------


يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب


---------------------------------------------------------------


به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو


---------------------------------------------------------------


توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتي شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوري تو ميتوني بدوي ولي اون نميتونه


---------------------------------------------------------------


چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده


---------------------------------------------------------------


به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز


---------------------------------------------------------------


سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف مي‌کنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف


---------------------------------------------------------------


يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟


---------------------------------------------------------------


پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري که اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاک و معصوم است


---------------------------------------------------------------


پشت کنکوريه نذر ميکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پاي برهنه بفرسته کربلا


---------------------------------------------------------------


معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه کم فکر ميکنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!


---------------------------------------------------------------


ميدوني به يه دختر خوشگل که لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير


---------------------------------------------------------------


روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي که لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور کمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست که يک روزه به پايان برسد / عشق‌هايي که سر پيچ خيابان برسد


---------------------------------------------------------------


دختره تو جلسه خواستگاري يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته مي ميره رو سنگ قبرش مي نويسند نسيمي آمد و گلي بر باد رفت


---------------------------------------------------------------


پسره تو کليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت کمکم کن! ترکه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!


---------------------------------------------------------------


طرف عروسي ميکنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دکتر ، ميگه: اقاي دکتر ما بچه دار نميشيم!! دکتره ميپرسه: چند وقته ازدواج کردين؟ طرف ميگه: يک هفته است!! دکتره شاکي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايکرووِيو که نيست


---------------------------------------------------------------


يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم


---------------------------------------------------------------


اصفهانيه داشته نوار روضه گوش ميداده ميزنه آخر نوار ببينه شام ميدن يا نه


---------------------------------------------------------------


غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر کار ميگه: غذاي امروز «کوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «کوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي


---------------------------------------------------------------


پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن


---------------------------------------------------------------


تُو قلبمي ، تُو خونمي ، تُو تموم وجودمي ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داري


---------------------------------------------------------------


به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي کار مي کني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم


---------------------------------------------------------------


دو تا دانمارکي با هم همسايه بودن ... هر سي ثانيه برق يکيشون مي رفت ... تحقيق مي کنن مي بينن از چراغ راهنمايي برق ميدزديدن


---------------------------------------------------------------


به عضنفر ميگن از قفل فرمونت راضي هستي ميگه آره فقط سر پيچ اذيت مي کنه!


---------------------------------------------------------------


ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم


---------------------------------------------------------------


شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائي ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه


---------------------------------------------------------------


عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه


---------------------------------------------------------------


يه مرده ، زنشو تو يه فيلم بد مي بينه آخر فيلم ميگه خدا شکر که فيلم بود


---------------------------------------------------------------


يارو ميره حرم داد مي‌ زنه : آقايون شلوغ نکنيد! حاجت ها قاطي‌ مي‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم


---------------------------------------------------------------


غضنفر ميره بالاي پل عابر پياده داد مي زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اين رودخانه مي بينيد که اومدين روش پل زدين


---------------------------------------------------------------


هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه


---------------------------------------------------------------


پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟


---------------------------------------------------------------


يه برره اي به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما


---------------------------------------------------------------


يک گاو نر دنبال يک گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي کرده دست آخر به يک کوچه مي رسه که بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ


---------------------------------------------------------------


گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه


---------------------------------------------------------------


يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم


---------------------------------------------------------------


يه برره اي  ميميره ، شب اول قبر ?? تا فرشته ميان سراغش. ?تاشون سوال مي کردن  .... ?? تاشون حاليش مي کردن


---------------------------------------------------------------


سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد


---------------------------------------------------------------



يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدوني تا کجاااااااا ميره


---------------------------------------------------------------


يارو  زنگ ميزنه ??? ميگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزديدن! پليس ميگه ، برو صندلي جلو بشين


---------------------------------------------------------------


يه روز يه بابائي سوار تاکسي ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم


---------------------------------------------------------------


يه بچه خوشگله ريش بزي ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش


---------------------------------------------------------------


يه روز سه تا خانوم مرغه به هم ميرسن اولي ميگه چه روزگاري شده ، ديشب تو کيف دخترم يه عکس جوجه خروس پيدا کردم ..... دومي ميگه اين که چيزي نيست يه روز ديدم دخترم تو خيابون داره با يه خروسه ميگه و ميخنده .... سومي ميگه اينها که چيزي نيست من ديشب تو کيف دخترم يه تخم مرغ پيدا کردم


---------------------------------------------------------------


يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه


---------------------------------------------------------------


دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم !


---------------------------------------------------------------


گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن


---------------------------------------------------------------


زن خوب براي ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعني با جيب آدم کاري نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعني از خودش خونه داشته باشه


4 - مثل ماه بمونه يعني شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالي اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه


---------------------------------------------------------------


به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت هاي سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتي وقتي به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم


---------------------------------------------------------------


اين هم يه شعر واسه بعضي دخترهاي امروزي :


آخر يه روز تيک ميگيري  ،  لباسهاي شيک ميگيري  ،  بابات را ميکني کچل  ،  تا بيني رو کني عمل ،  با همراهت زنگ ميزني  ،  عينک رنگ رنگ ميزني  ،  اين دل و اون دل ميزني  ،  هي به موهات ژل ميزني  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب هاي فسقلکي  ،  روسري هاي الکي  ،  با اشوه هاي شُتري  ،  ميشيني پشت موتوري  ،  تو خيالت خيلي تکي  ،  فکر ميکني با نمکي  ،  خوشي با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگي مثلا ؟


-----------------------------------------------------------------


از يه نفر ميپرسن اولين کسي که رفت مکه حاجي شد کي بود ميگه حاج زنبور عسل


-----------------------------------------------------------------


از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کي بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه


-------------------------------------------------------------------


از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر


-------------------------------------------------------------------


يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائي وقتي شما با ماماني ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودي ... رفتني پيش من بودي ، برگشتني پيش مامانت


-------------------------------------------------------------------


آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه


-------------------------------------------------------------------


يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما


-------------------------------------------------------------------


آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پاي مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پاي مادران است )


------------------------------------------------------------------------------------


با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائيني يک کم ضايع بازي داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر کلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشک سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يکيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشک رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميکنن ديگه.‌ معلمه يکم فکر ميکنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه يکم فکر ميکنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولي از طرز فکرت خوشم اومد


-------------------------------------------------------------------


ترکه ميره دکتر، ميگه: آقاي دکتر مدتيه که احساس پوچي ميکنم! دکتره ميگه: يعني چي؟ ترکه ميگه: مثلاٌ الان يک ساله ميدونم که زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دکتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  ترکه ميگه: نه آقا دکتر، آخه دخترم هم تو کار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دکتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... ترکه ميگه: نه آخه آقاي دکتر، الانم که شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم


--------------------------------------------------------------------


يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتي به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته


---------------------------------------------------------------------


اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوري سوزن را نخ ميکنيم شما چطوري ؟ 


----------------------------------------------------------------------


يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسي تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقي ) برده بهشت


----------------------------------------------------------------------


به آقاي پشندي ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه


 ----------------------------------------------------------------------


يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگي " هنگ " ميکنه


----------------------------------------------------------------------


!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم


----------------------------------------------------------------------


  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن


----------------------------------------------------------------------


يک روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يکي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده


----------------------------------------------------------------------


دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوري ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 


-----------------------------------------------------------


يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتي ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چاي هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم


-----------------------------------------------------------------------


يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاري هاي زلزله بم را جمع کردم


-----------------------------------------------------------------------


مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به کبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندک دارم 
 


-----------------------------------------------------------------------


از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 


-----------------------------------------------------------------------


يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده


 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدي بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 


-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي


-----------------------------------------------------------


يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 


-----------------------------------------------------------------------


خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------


آقا غلام تو اتوبوس کنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد


----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 


==========================================


مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز براي ما ارسال شده است ... شما زياد جدي نگيريد


 


- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده کرده اند!


------------------------------------------------------------------------


- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار کلمه براي صحبت کردن استفاده ميکنند, ولي زنها از سي هزار کلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟


-------------------------------------------------------------------------


تلفن همراه تنها چيزيه که مردها سرش دعوا دارند که مال کدومشون کوچيکتره...


------------------------------------------------------------------------


بهترين انتقام از زني که شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!


-------------------------------------------------------------------------


- مامان من شنيده ام تو بعضي از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!


------------------------------------------------------------------------


- بهترين مدرک دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!


------------------------------------------------------------------------


آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و کاري يا يک زن نيازمنديم...


------------------------------------------------------------------------


يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي کيف کردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!


خوب معلومه که حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا که اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:


- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي کيف کردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!


------------------------------------------------------------------------


فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو که خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!


------------------------------------------------------------------------


هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!


------------------------------------------------------------------------


وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميکرد!


------------------------------------------------------------------------


- چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!


------------------------------------------------------------------------


- به مردي که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!


------------------------------------------------------------------------


مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!


------------------------------------------------------------------------


 فرق يک مرد با يک گربه چيه؟
- يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده, اون يکي يه حيوان ملوس خانگيه.


------------------------------------------------------------------------


- فرق بين يک مرد باهوش و هيولاي لاک نس چيه؟
- هيولاي لاک نس تا به حال چند بار ديده شده!


------------------------------------------------------------------------


- وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده!


------------------------------------------------------------------------


- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- کار نيکو کردن از پر کردن است!


------------------------------------------------------------------------


- به زني که هميشه ميدونه شوهرش کجاست چي ميگن؟
- بيوه.


- به مردي که نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.


------------------------------------------------------------------------


- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!


------------------------------------------------------------------------


يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده کنم. مرده ميگه: يه کاري کن که زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميکنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده کردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!


------------------------------------------------------------------------


- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت کرد...
- خوب پس زياد زجر نکشيده!


البته در جواب اين همه خبيث بازي نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضي ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند


********************************************


يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 




يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه


يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو


به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور


خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار


( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!


يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفي ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 


آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن


طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم


1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه کشکيه؟!  خشايار ميگه: بابا من که راضيم، ننه ام هم که راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!


يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو يخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش


2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 


3- طرف خيلي شاکي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايعه ، بايد حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! کارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش کنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!


  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره


5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام


6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!


9- بهروز خالي بند تصادف ميکنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميکنن نظر کارشناسي دادن. بالاخره بعد يک مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن که صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاکي ميشه، داد ميزنه: ساکت.. ساکت...  ديگه اينجا کسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!


11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!


12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره


13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از کجا بيارم؟!


14- به اکبر عبدي ميگن دوست داري خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم


15- از آقاي خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريکا افغانستان و عربستان رو بگيره، به کره و چين هم حمله کنه تکليف ايران چي ميشه؟ خياباني ميگه: چي ميشه نداره که، ايران ميره جام جهاني!  


17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !


18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت کف ميکنن، ميگن: بابا اينا که 4تاست؟ ناتاشا انگشت کوچيکشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!


19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يک روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسک کش جديد رسيد! خلاصه بعد يک مدت يک بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسک‌کش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسک سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يک قطره چکون، بعد کشيک ميکشيد تا سوسکها رو بگيريد. هر سوسک رو که گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچکونيد، بعد از يک مدت سوسکها کور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو کف ميکنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگيريم که همونجا درجا مي‌کشيمشون!  طرف ما  ميره تو فکر، بعد يک مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!


20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يک ماشين مياد ميزنه درازش ميکنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت که نشده؟ آبادانيه يک نگاه به سر تا پاش ميکنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولک زدي حسابي پيچوندي!


21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شکنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يک اتاق گــرد، ميگن برو يک گوشه بشين!


26- يه بابائي  تو يک شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يکجا کوه ريزش کرده، يک قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم که آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين که قطار واستاد، يارو يک نارنجک درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه که: مرتيکة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداکار و حسين فهميده رو قاطي ميکردم!


28- طرف کليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره کليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميکنن!


29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميکردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يک ترکه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!


30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت کوچيکشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت کف ميکنن، ميگن: بابا اين که فقط يکيه! ميگه: آخه دادم mp3شون کردن!


31- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو که ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، ترکه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!


32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو که ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!


33- يه جوونه ميخواسته تو يک ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام کنيد، من با سر وارد ميشم!


35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نکنيد.. هيچ غلطي نميتونه بکنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!


36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!


39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه کنار دست يک پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يک مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شکلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير